در کنار ساحلت من قايقي شکسته ام... تو همان ساحل عشقي که بهت دل بسته ام...
پروانه به دور شمع گشت و پرش سوخت... من به دور تو گشتم جگرم سوخت...
آنقدر زير لبم نام تورا زمزمه كردم... كه لبم سوخت ولي نام تورا توبه نكردم...
غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد !
دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 22:4  توسط محمد علیپور
|
دوست داشتن رو بايد از برگ درخت آموخت وقتي زرد مي شه، وقتي مي ميره ؛ وقتي از درخت جدا مي شه ؛ بازم پاي همون درخت مي افته
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 15:18  توسط محمد علیپور
|
انسانها بايد بياموزند که ثروتمند کسي نيست که بيشترين ها را دارد بلکه کسي است که به کمترين ها نيازمند است.
و بياموزند که دو نفر مي توانند به يک نقطه نگاه کنند و آنرا متفاوت بينند.
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 22:25  توسط محمد علیپور
|
خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم.
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 22:24  توسط محمد علیپور
|
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 21:42  توسط محمد علیپور
|
در مهرباني مانند باران باش ! چون در هنگام ترنمش علف هرز و گل سرخ يکيست
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 16:53  توسط محمد علیپور
|
روزهای بودنش همه با او بیگانه بودند كسی نه شاخه گلی برایش می اورد نه برایش می خندیدند و نه برایش می گریستند وقتی رفت همه امدند برایش دسته گل اوردند سیاه پو شیدند وبرای رفتنش گریستند شاید تنها جرمش نفس كشیدن بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 14:30  توسط محمد علیپور
|
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.
براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.
براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.
براي عشق خودت باش ولي خوب باش.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 22:23  توسط محمد علیپور
|
روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:4  توسط محمد علیپور
|
از اين عشق به هر عشق جهان ميخندم هرکه آرد سخن عشق به آن ميخندم روزي از عشق دلم سوخت که خاکستر شد بعد از اين سوز به هر سوز جهان ميخندم
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:1  توسط محمد علیپور
|